تصمیمهای بزرگ ارادههای بزرگ میخواهند. ارادههای بزرگ از کجا میآیند؟ شاید از آرمانهای بزرگ. شاید از ایمانهای قوی. شاید از امیدهای زیاد...
ما را در سایت سلام دوباره! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:45
دونستن بعضی حقایق در یک مورد خاص آزارم میده. از اینکه میبینم بقیه نمیدونن اون حقایق رو و سرسختانه مقاومت میکنن در برابر فهمیدنش زجر میکشم. یه حسی مثل خدا بودن تو بازی مافیا. همیشه به نظرم خدا سختترین نقش مافیا بوده. اینکه از یه سطح بالاتر حقیقت رو بدونی و ببینی و مجبور باشی به روی خودت نیاری...
خیلی سخته!
ما را در سایت سلام دوباره! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:45
ما را در سایت سلام دوباره! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:45
جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۷ ب.ظ
بابا صدام میکنه: نمیخوای یه چای بدی به من؟ داری میری امشب ها... تو استکان کوچک لب برگشتهی کمرباریک مورد علاقهی بابا چای میریزم و بلورهای نبات را در آن هم میزنم.
بابا میگه: نمیشه اینجور که... حالا از فردا ما هر هندونهای میبینیم باز یاد تو میافتیم. نمیشه تو یاد ما نیفتی که! تو هم چای میخوری یاد ما بیفت.
میخندم سلام دوباره!...ما را در سایت سلام دوباره! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:45
ساعتها با خودم کلنجار رفتم. مغزم میگفت: این همه نوشتهاند، دیگر چه نیازی هست به نوشتنِ تو؟ قلبم کودکانه میگفت بنویس... بنویس که حداقل دینی که به گردنت دارد همین نوشتن است...دوم راهنمایی بودم به گمانم. تازه تابستان شروع شده بود و رها از درسهای مدرسه پناه برده بودم به کتابخانهی مرکزی شهرداری در دروازه دولت اصفهان. نشسته بودم پشت یک میز و بند و بساط شیمی سلام دوباره!...ما را در سایت سلام دوباره! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:45
ما را در سایت سلام دوباره! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:45
بعد از ۳ماه به زندگی عادیم برگشتم :))
آیلتسم رو دادم. دیگه ببینیم نتیجه چی میشه...
یکی از ترسهای همیشگی زندگی من (و احتمالا یکی از اصلیترین دلایلی که ۳سال پیش اپلای نکردم)، همین امتحان زبان بود. نمیدونم این وحشت بزرگ از کجا میومد. با اینکه همیشه زبانم خوب بود تو کانون زبان ترس عجیبی از تافل و آیلتس داشتم. احتمالا بیشتر از هرچیزی واسه اسپیکینگشون! دیگه ببینیم نتیجه خوبه یا باید دوباره بدم :(
ما را در سایت سلام دوباره! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:45
چه حرف قشنگی زد سارا بهم!
«بهترین وقت برای اینکه آدم خودش رو به خودش ثابت کنه، وقتاییه که زمین میخوره. اینکه بعد از زمین خوردن بتونه دوباره پاشه و وایسه سر پاش، باعث میشه همیشه با فکر کردن بهش نسبت به خودش حس خوبی پیدا کنه و به خودش افتخار کنه.»
چاره چیه؟ نمیتونم بشینم رو زمین گریه کنم که. باید پاشم و دنبال راه حل بگردم.
ما را در سایت سلام دوباره! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:45
ما را در سایت سلام دوباره! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:45
ما را در سایت سلام دوباره! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:45